الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
799
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
اولاد مقدّم داشته و در آيهء كريمهء : وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ « 1 » به دليل خشيّت ، خطاب به اغنيا بوده ، اولاد را بر مخاطبين مقدّم داشته است . 1962 - خوردن و آشاميدن بندگان شخصى جهت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله طعامى هديه آورد ، پس ظرفى نيافت تا در آن گذارد ؛ حضرت فرمود : آن را بر زمين گذار ؛ سپس نشسته از آن ميل فرمودند و فرمودند : بخور چنانكه بندگان مىخورند و بياشام چنانكه بندگان مياشامند . 1963 - ارزش دنيا اگر دنيا بهاندازهء بال پشهاى نزد خدا ارزش داشت ، هيچكافرى از آن ، توانايى نوشيدن آب نداشت . 1964 - قيامت صغرى و قيامت كبرى كتاب صبر و شكر از « احياء العلوم » : قيامت كبرى ، روز محشر و قيامت صغرى ، دم واپسين حيات است و حديث نبوى صلّى اللّه عليه و إله كه فرموده : « من مات فقد قامت قيامته » ، مشير بر قيامت صغرى است . در قيامت صغرى انسان ، چنانكه حقتعالى فرموده : وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ « 2 » تنها و ليكن در قيامت كبرى اصناف مخلوقات همه فراهم آيند و احوال قيامت صغرى نيز بسان احوال قيامت كبرى و تفاوت مخلوق و نصيبت از خاك ، همين بدن و زلزلهء زمين ، مخلوقات عالم است . بدانكه تو از خاك مخلوق و نصيبت از خاك ، همين بدن و زلزلهء زمين ، زلزلهء بدن توست . چون اركان بدنت منهدم شوند ، إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها « 3 » و استخوانهاى تو جبال بدن تو و سرت آسمان بدن تو و دلت آفتاب بدن تو و سمع و بصر و ساير حواس ، ستارگان بدن تو و فيضان عرق ، بحر و درياى بدن توست ، هرگاه كه استخوانهاى بدن تو مندرس گردند ، « فقد انشقّت الجبال شقّا » و در دم واپسين كه دلت رنگ ظلمت پذيرد ، « فقد
--> ( 1 ) . سورهء اسراء ، آيهء 31 . ( و فرزندانشان را از بيم تنگدستى نكشيد ، ما آنها و شما را روزى مىدهيم . . . ) . ( 2 ) . سورهء انعام ، آيهء 94 . ( و همانا البته تكتك به نزد ما آمدهايد ، چنانكه نخستينبار شما را همينگونه آفريديم . . . ) . ( 3 ) . سورهء زلزاله ، آيهء 1 . ( هنگامىكه زمين با زلزلهء مخصوص خود لرزانده شود ) .